Park Jung Min Iranian Fanclub

متن مرتبط با « خون آشام » در سایت Park Jung Min Iranian Fanclub نوشته شده است

داستان عشق خون آشام

  • داستان دراکولا ( داستان واقعی ) و پدید آمدن اولین خون آشام

  • نیلوبلاگ

      در لغت نامه آكسفورد اینطور ذكر شده ریشه یابی لغت ومپایر (Vampire)لغت ومپایر (خون آشام) برای اولین بار در سال 1734 به زبان  انگلیسی وارد شد. این لغت در اصل یك لغت صربی است و به صورت ومپیر (вампир) تلفظ می  شود. در زبان صربی، ومپیر (یا برگردان انگلیسی‌اش ومپایر) به معنی كسی است كه با دندان  می‌نوشد! این واژه از افسانه‌های كهنی كه در آن ها از موجوداتی خون آشام صحبت می شد به  زبان صربی راه پیدا كرد. این موجودات افسانه ای عموما ماهیت مشخصی نداشتند و گه گاه به  صورت موجوداتی سایه ای، هیولاهایی جهنمی با صورت های وحشتناك و یا انسان هایی پلید با دندان های تیز توصیف می شدند. البته خون آشام ها تنها مختص افسانه های صربی نبودند و در ا...

    ادامه مطلب
  • داستان عشق خون آشام قسمت 3

  • نیلوبلاگ

      عشق خون آشام قسمت سوم  ملینا :ای بابا چقدر خوابیدم امروز کلی کار دارم باید برم یه کادویی هم برای  جونگ مین بخرم . از اتاق اومدم بیرون و یه نگاهی به ساعت انداختم یک  ربع به دوازده بود و من هنوز کاملا" بیدار نشده بودم دیشب خیلی دیری  خوابیدم تا نزدیکای صبح بیدار بودم   بقیه داستان در ادامه :...

    ادامه مطلب
  • داستان عشق خون آشام قسمت 2

  • نیلوبلاگ

    عشق خون آشام قسمت دوم صبح که بیدار شدم زود یه صبحونه آماده کردم وردم و رفتم کلاس ظهر که اومدم خونه خیلی خسته بودم یه کم خوابیدم و عصر که بیدار شدم رفتم بیرون و یه غذایی خوردم وقتی اومدم خونه گرم بود رفتم تو تراس که دیدم دوباره اون سایه پشت بقیه در ادامه : ...

    ادامه مطلب
  • داستان عشق خون آشام قسمت 1

  • نیلوبلاگ

    عشق خون آشام   قسمت اول من ملینا هستم دختری تنها که تو یه شهر غریب زندگی میکنم چند سال پیش پدر و مادرم تو یه تصادف مردن ومن به این شهر اومدم وبا مادربزرگم زندگی میکردم که  اونم یه سال پیش مرد حالا من با ارثیه ای که بهم...

    ادامه مطلب
  • تیزر داستان عشق خون آشام

  • نیلوبلاگ

    عشق خون آشام قسمت اول ملینا دختری هست که پدر و مادرش تو یه تصادف مردن و اومده تو این شهر(سئول) پیش مادربزرگش زندگی میکرد  که اونم یک سال پیش مرد حالا اون تو این شهر غریب و  تنها زندگی میکنه تو یه محله بالای شهر با ارثیه ای که بهش رسیده زندگی خوبی داره ولی خیلی تنهاس اون با یه مردی آشنا میشه که در ساختمان روبرویی زندگی میکنه طبقه دهم ملینا همیشه یه سایه رو به روی  پنجره اتاقش میبینه که بعدا" اتفاقهای عجیب وترسناکتری می افته هر ماه پلیس یه جنازه بیرون از شهر یا جاهای  دوری پیدا میکرد که رو...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    خون آشام | عشق خون آشام، Vampire، Love، |